دو راهنمای رسمالخطی که خوابگرد با
عنوان غلطنامه منتشر کرده را میخواهم به فال نيک بگيرم و فرض را بر ادامهدار
بودن آن بگذارم و اگر فرصتی شد مختصر درباره چرايی آن از ديدی ديگر بنويسم.
اين
مطلب را داشته باشيد برای دو غلطنامه ۱ و ۲:
نيمچه مقدمه:
اصول علامتگذاری (نقطهگذاری، punctuatuion)
و در شکل عامترش رسمالخط در زبان فارسی برگرفته از استانداردهای زبانهای اروپايی
ـ به خصوص انگليسی ـ است. اين را از آنجا میدانيم که هيچ نوع علامتگذاری شاخصی در
کتابت زبان فارسی تا پيش از آشنايی ايرانيان با زبان و خط ملل غربی وجود نداشته
است. بعد از پذيرش اصول punctuation ابتدا از فرانسه و سپس از انگليسی، به فراخور
خط فارسی (عربی) تغييراتی در برخی علامتها انجام شد. مثلاً ويرگول (,) برعکس شد
(،) تا با حرکت دست به هنگام نوشتن حروف فارسی همخوانی داشته باشد يا نقطه ويرگول
(;) به مشابه فارسیاش (؛) و علامت سوال (?) به تقارن آينهایاش (؟) تبديل شد. اين
تغييرات شکلی در کنار بعضی تغييرات مفهومی استاندارد جديدی را امروز در اختيار ما
گذاشتهاند که ديگر مختص زبان فارسی است.
اين استاندارد:
ـ
برای استفاده کردن است. يعنی به زبان «بسته» است. اگر فارسی مینويسيم بايد
استاندارد نوشتاری آن را رعايت کنيم. بدون اين اصول، نوشته ما، به نوعی، غلط املايی
خواهد داشت.
ـ ريشهاش در زبانهای اروپايی است. زبان و کتابت
آن حساب و کتاب دارد. ما با زبانمان درست و علمی برخورد نمیکنيم، اما در غرب
اوضاع به شکل ديگری است. بنابراين میشود به اصولی که آنها استفاده میکنند رجوع
کرد.
ـ جاری است. با تغييرات فناوری نوزايی میکند. از سی سال
قبل تاکنون قواعدی از آن عوض شده است.
نيمفاصله:
نيمفاصله جديد است. پيش از پيدايش تايپ
(بهويژه به شکل کامپيوتریاش) معنای خاصی نداشته. در نوشتن با قلم نيازی نيست به
اندازه فاصلهها دقت کنيد، همين که بعضی کلمات را جدا بنويسيد کافی
است.
نيمفاصله در واقع معادلی برای hyphen (-) در زبانهای اروپايی است.
anti-aircraft در انگليسی يک واژه محسوب میشود و تنها برای سادگی خواندن hyphen در
آن به کار رفته است. در فارسی، اما، به خاطر شکل خط (حروف بر خطوط افقی سوار و به
هم متصل میشوند) نمیتوان از علامت (-) يا (ـ) استفاده کرد. مثلاً نمیشود نوشت
«بیـهدف» (بيـ ـ ـهدف) بلکه بايد نوشت «بیهدف». بدون نيمفاصله، اين لغت به دو
کلمه مجزای «بی» و «هدف» تبديل میشود زيرا فاصله (space) ميان دو کلمه به معنای
مستقل بودن آنهاست. با نيمفاصله هر لغتی بهرغم ظاهرش ـ که دو کلمه جدا ديده
میشود ـ يک لغت حساب میشود. برای اينکه مطمئن شويد دوبار روی کلمه نيمفاصله کليک کنيد، «نيم» و «فاصله» با هم انتخاب
میشوند.
نکته: نگران موتورهای جستجو مثل Google نباشيد. آنها بايد خودشان را با ما تطبيق
دهند نه ما با آنها. همين حالا گوگل نيمفاصله را کاملاً به رسميت میشناسد و آن را
يکی از واريانهای فاصله میداند.
نقطهگذاری و فاصلهها:
. ، ؛ : ؟ !. اينها درست از
زبانهای اروپايی آمدهاند (به تغيير شکل بعضیهاشان اشاره شد) و اصول قرار
گرفتنشان هم از استاندارد نگارش همان زبانها تبعيت میکند.
اگر چيزی را که
امروزه به French Punctuation يا نقطهگذاری فرانسوی در بين انگليسیزبانان مشهور
است (و در خود فرانسه ديگر سالهاست منسوخ شده) فراموش کنيم، در زبانهای اروپايی
هميشه علامتهای بالا به کلمه پيش از خود میچسبند و از کلمه بعدی فاصله میگيرند.
اين فاصله هم بايد به اندازه يک space باشد و نه بيشتر.
در بعضی از کتابهای فرانسوی قديمی میشود جملاتی را ديد که علامت تعجب يا
سوال آخرشان يک فاصله با کلمه قبلش دارد. مطمئن باشيد اين شيوه ديگر «غلط»
است.
در بعضی دستورالعملهای تايپ ماشينی گفته میشود (میشد، البته) که بين
جملات بايد دو فاصله تايپ کرد. اين قاعده، همانطور که در اين
مقاله آمده است، مخصوص قلمهای monospace) non-compensative) ماشين تحريرهاست.
جايی که مثلاً حرف W به اندازه حرف I جا میگرفته (محيط DOS را به خاطر بياوريد،
آنجا هم حروف انگليسی همينطورند) و برای خوانايی بيشتر متون، تايپيست مجبور بوده
دو فاصله بين جملات بگذارد. اين مشکل حالا که همه قلمها در محيط ويندوز
compensative هستند ديگر وجود ندارد. پس دليلی هم برای استفاده از دو فاصله
نيست.
نکته: همچنان نگران موتورهای جستجو نباشيد. گوگل اهميت
چندانی به چگونگی قرار گرفتن علامتهای نقطهگذاری نمیدهد و فاصله انداختن بين
کلمات و علامات کمکی به جستجوی بهتر نمیکند. بهتر است بدون نگرانی از کار ماشينها
«درست» بنويسيم. ماشينها خودشان را با استانداردهای ما وفق میدهند.