آقايان، دوستان، همکاران! ول کنيد اين يقه همديگر را...
باز يکی يک حرفی زد. همه گفتند: "آها! اين با من بود. ولم کن برم حالشو بگيرم!"
گزارش ده روز پيش CNN با عنوان
Prostitute diary tops Iran Web hit (خاطرات يک فاحشه پربينندهترين وبسايت ايرانی است) که برداشتی بود از
مقاله رويترز با عنوانی ملايمتر، جنجالی در ميان کسانی آفريد که من با احتياط نامشان را میگذارم دلسوزان وب ايران. هرچند هنوز هم وسط دعوا هستيم ولی بد نيست نگاهی به کل ماجرا بياندازيم.
ای CNN خالیبند!
تهران، ايران (رويترز) ـ خاطرات يک فاحشه سابق يکی از پرطرفدارترين وبسايتهای ايرانی است. ايران، جامعهای اسلامی و سفت و سخت است، جايی که اينترنت، به عنوان راهی که کاربران را به دنيايی ممنوعه میبرد، مورد حسد است.
در اين گزارش، ابتدا از وبلاگی پرخواننده در
پرشينبلاگ نقل قول شده. يک نگاه به
ليست پربينندهترين وبسايتهای ايرانی بخش Personal general سايت شمارشگر Nedstat،
اين وبلاگ را (که اين روزها در بلاگاسکای است) مشخص میکند.
نويسنده در ادامه میآورد:
سايت او [فاحشه] و سايتهای خاطرات آنلاين گستاخانه ديگر، بينش غريبی از احوالات جوانانی بهدست میدهد که تحت قواعد سختگيرانه پس از انقلاب رشد کردهاند.
نسل جديد از اينترنت برای بيان خود و ارضاء اشتياقش به دانستن تابوها استفاده میکند؛ از سکس گرفته تا سرگرمیهای غربی يا موضوعات سياسی.
در ادامه گزارش، نويسنده از عزم محافظهکاران برای محدود کردن اينترنت میگويد و از يک جوان ايرانی نقل قول میکند:
من نگرانم که ديگر نتوانم به سايتهای مورد علاقهام دسترسی پيدا کنم. موافق سايتهای غيراخلاقی نيستم اما سئوال اينجاست که چه کسی مشخص میکند چه سايتی اخلاقی است و چه سايتی غيراخلاقی.
گزارش به همين ترتيب در بخشی با نام "انفجار اينترنت" با ذکر پيشرفت ۹۰ درصدی استفاده از اينترنت در سال گذشته در ايران، رشد چشمگير وبلاگها، دستگيری
سينا مطلبی به عنوان اولين بلاگر ايرانی در زندان، وبلاگهای زنان و نقل قولهايی از
حسين درخشان در کنفرانس وين ادامه پيدا میکند و در بخش آخر با عنوان "هيچچيز قابل پيشبينی نيست" به پشتپرده سياسی ماجرای تحديد اينترنت میپردازد و در نهايت از
عطا خليقی (از مديران پرشينبلاگ) نقل میکند:
"تابهحال، بيشتر، سايتهای سياسی بسته شدهاند، نه وبلاگها. اما اينجا هيچچيز قابل پيشبينی نيست."
فرهنگ ايرانی؟!
مديران محترم خبرگزاري CNN / Reuters
ما گروهي از مديران سايتها و كاربران مدافع اينترنت آزاد هستيم، كه در جهت گسترش اينترنت و كاربردهاي گوناگون آن در ايران تلاش ميكنيم. افزايش فوقالعاده شمار سايتهاي كاربردي متنوع و نيز وبلاگهاي فارسي در زماني كوتاه، نشاندهنده موفقيت در اين زمينه است.
گزارش اخير رسانه شما از وضعيت اينترنت در ايران، و القاي اين مسئله نادرست كه «پربينندهترين سايت ايراني، وبلاگ يك فاحشه است» ما را بر آن ميدارد كه نهايت اعتراض خود را به اين گزارش اعلام کنيم.
به اعتقاد ما امضا کنندگان، اين مقاله غيرمستند و توهينآميز به فرهنگ ايراني بوده و موجب مخدوش کردن وجهه کاربران ايراني در اينترنت است و خواهان موارد زير مي باشيم:
۱. پس گرفتن آن مقاله و عذر خواهي رسمي در سايت رسمي خبري آن رسانه.
۲. هشياري و پي گيري آن رسانه براي نظارت در مورد مستند بودن مقاله ها و توصيفاتي که از طريق گزارشگران و نويسندگان آن رسانه در مورد وضعيت اينترنت در ايران ارايه مي شود.
با تشکر،
گروهي از مديران سايتها و کاربران اينترنت
اين
نامه اعتراضآميزی است که مديران پرشينبلاگ نوشتهاند و برای جمع کردن امضا بر عليه گزارش CNN روی سايتشان گذاشتهاند.
...و پرشينبلاگ خاموش میشود
درست بعد از انتشار همين نامه بود که datacenter، سرور
پرشينبلاگ را سه ساعت خاموش کرد. پس از چانهزنیها و مذاکرات ظاهراً حقوقی پرشينبلاگیها و datacenter مربوطه مشکل حل میشود و میفهميم دعوا بر سر يک وبلاگ دردسرساز بوده که به برنامههای crack و warez لينک میداده. بهنظر میرسد شکايت چند شرکت نرمافزاری از اين وبلاگ اين مشکل را ايجاد کرده بود.
البته اين قضيه میتواند محل اشکال و تشکيک باشد اما همين مشکل به ظاهر بیربط دوباره دعوا را به سر همان گزارش و مسايل مربوط به آن میکشاند.
ای وطنفروش خائن!
كافي است پاي صحبت چند تن از مديران فني ISPها بنشينيد تا دريابيد Cache Server آنها چه حجم عظيمي از درخواست ها و بازديدهاي سايت هاي پورنو دريافت كرده اند كه عموما مخاطبان جوان (بين 16 تا 24 سال) داشتند. صبر كنيد! نبايد از اينكه 40 درصد از وبگردي هاي ما به اينگونه پايگاه هاي اينترنتي مربوط مي شود احساس شرمساري كرد...
نيما رسولزاده با نوشتن
اين مطلب و نقل گفتگويی که با نيل مکفارتر دبير بخش خاورميانه نيويورکتايمز داشته میگويد کتمان کردن اين واقعيت که بسياری از کاربران اينترنت در ايران مشتريان سايتهای پورنو هستند کمکی نخواهد کرد.
او در ادامه يادداشتش به پرشينبلاگ اعتراض میکند که چرا بايد منتظر بمانيم تا چنين گزارشهايی در آن طرف دنيا منتشر شود بعد وبلاگهای اينچنينی را از سيستم حذف کنيم.
بعد از اين يادداشت نيما رسولزاده،
بهرنگ فولادی و
عطا خليقی به تندی به او اعتراض میکنند و او را تلويحا وطنفروش و طالب هياهو مینامند. حسين درخشان هم در وبلاگش میپرسد "
بالاخره وبلاگها سکسی هستند يا نه؟". او اعتقاد دارد طبيعی است که درصد بالايی از پرخوانندهترين وبسايتها هميشه به سايتهای پورنو تعلق داشته باشد اما در عيت حال نمیپذيرد که اين مسئله در همهجای دنيا در مورد وبلاگها صادق است. خسرو نقيبی هم در
يادداشتی به پرشينبلاگیها اعتراض میکند که بیدليل از هيچ جنجال میسازند و سوال میکند:
بر اساس كدام مبنا، پرشين بلاگ حق دارد نماينده جامعه كاربران ايراني روي شبكه باشد و بر طبق چه معياري اصلا خودش را صاحب حق و حقوقي در اين زمينه مي داند؟
لحاف ملا؟!
قصد نداشتم در اين نوشته از دوست يا همکاری طرفداری کنم يا حکم کلی بدهم که مشکل کجاست و چه بايد کرد، اما دوست دارم چند نکته ـ شايد کوچک ـ را عنوان و ياددآوری کنم. مطمئن باشيم اين بحثها اگر به جدل بدل نشود میتواند کمک کند راه را زودتر پيدا کنيم و بهجای سالها دعوا بر سر لحاف ملا به اصولی بپردازيم که پرداختنیاند. فراموش هم نکنيم که افرادی که واقعاً بر محيط وب ايران تاثيرگذارند آنقدر کمتعدادند که میتوان همهشان را در يک کافیشاپ ـ شايد مجازی ـ جمع کرد و در مورد مهمترين مسايل دنيای وبمان تصميم گرفت. پس لطفاً به جای يقهگيری به مشورت فکر کنيد.
۱- واقعيت: متاسفانه حجم بالايی از درخواستهای اينترنت در ايران برای سايتهای پورنو است. اين مساله را نبايد به دليل خطر زير سوال بردن اهميت محتوای فارسی در اينترنت و رشد وبلاگها و وبسايتهای توليد کننده محتوا در ايران مخفی کرد. واقعيت "هست" و مخفی کردنش کمکی نمیکند.
۲- اعتراض به CNN: شايد گزارش رويترز و سپس CNN بزرگنمايی مشکلی باشد که ما در داخل سعی در کوچک شمردنش داريم، اما واقعيت است. چرا بايد از آنها بخواهيم که برای مشکل ما از ما عذرخواهی کنند؟
۳- فرهنگ ايرانی: در همان نامه میخوانيم که گزارش آن رسانه توهين به فرهنگ ايرانی بوده است. جا دارد لحظهای بايستيم و فکر کنيم کدام فرهنگ؟ آيا هنوز هم میتوانيم دم از فرهنگی بزنيم که سالهاست نابودش کردهاند. نه! من منکر فرهنگ غنی ايرانی نيستم، اما معتقدم متاسفانه و متاسفانه ديگر چنين فرهنگی در ميان ما ايرانيان مفقود است. آنچه مانده ملغمهای است از هزاران خرده فرهنگ و روشهای زندگی اينطرف و آنطرف. همه ماندهايم پادرهوا که واقعاً کيستيم. چشمهايمان را که باز کنيم میبينيم داريم ميان ميليونها جوان زندگی میکنيم که فرهنگی برايشان نمانده که به آن پايبند باشند.
۴- NedStat: لطفاً ول کنيد اين شمارشگر لعنتی را. اعتبار اين سرويس از نظر بسياری از گردانندگان سايتهای اينترنتی مخدوش است. اين شمارشگر تنها در مورد سايتهايی قابل استناد است که تنوع صفحاتشان کم باشد، مانند وبلاگها. در ضمن، فراموش نکنيد که همه سايتها تعهد ندادهاند که در NedStat عضو باشند که شما بتوانيد بر مبنای آن درباره بيننده آنها قضاوت کنيد.
۵- وبلاگهای سکسی: وجود اين وبلاگها را که کتمان نمیشود کرد. تنها بايد به ياد داشته باشيم اينها دارند جای وبسايتهای پورنويی را پرمیکنند که مانند قارچ در همهجای محيط مجازی وب روييدهاند اما مشابه ايرانی ندارند. اگر درصد بيننده وبلاگهای سکسی ايرانی بيشتر از همهجای دنياست به همين دليل است. اگر آنسوی دنيا هم وبسايت پورنو نبود جايش وبلاگ پورنو رشد میکرد. نکته ديگر اينجاست که اکثر اين وبلاگها، xxx به معنای واقعی آن نيستند بلکه تلاشی هستند برای همان بيان نيازها که مبنای رشد توليد محتوای فارسی در وب بوده، اما در شکل جنسی آن.
۶- فيلترينگ: لطفاً نتيجه نگيريد که تعدد وبلاگها يا شبهوبسايتهای پورنوی فارسی يا تقاضا برای آنها نشان میدهد که فيلترينگ يک "بايد" است. جامعه امروز ايران يک جامعه متعادل و طبيعی نيست که بخواهيم از روشهای معمول به رشد آن فکر کنيم؛ جامعهای است انباشته از خواستههای سرکوبشده. مثل يک شلنگ سوراخ سوراخ است که از همه جای آن آب دارد بيرون میزند. بستن همه سوراخها راهحل اساسی نيست، مگر اينکه سر آخر شلنگ را پاره پاره و تکه تکه شده بخواهيم.